و مسافری که برای دیر آمدن هایش هی دل دل می زدم
و بارانی که هی پشت ابرها نق می زد و نمی بارید
همه دیشب در خوابم آمدند... همه شان.
چه خوابی بود؟
سفارش خداوند انگار..برای خاطر افسرده ام.
از این پس همواره انتظار خوابهای طولانی را می کشم
برای دانه دادن به کبوتر دلم
برای یک دل سیر گپ زدن با مسافر گمشده ام
برای بارش باران عشقم...
ای خواب بلند آوازه ! کجایی که یادت بخیر؟!!
